فقدان مبهم چیست؟
وقتی عزیزی فوت میکند، معمولاً برایش مراسم سوگواری میگیریم، اطرافیانمان در کنارمان هستند و به شکلی روشن و قابلفهم با او خداحافظی میکنیم. میدانیم که او دیگر در زندگی ما حضور ندارد و میتوانیم سوگمان را آغاز کنیم. اما چه میشود وقتی کسی را از دست میدهیم، بدون اینکه یک خداحافظی روشن و پایان قطعی وجود داشته باشد؟
اینجاست که با چیزی به نام «فقدان مبهم» (Ambiguous Loss) روبهرو میشویم؛ نوعی فقدان که پایان آن روشن و قطعی نیست و ما را بین امید، انتظار و سوگ معلق نگه میدارد.

گردآوری و ترجمه : نازنین سعیدی زند
منبع: وبسایت psychologytoday.com
فقدان مبهم در دو شکل اصلی وجود دارد:
۱. غیبت فیزیکی، حضور روانی
فرد دیگر در کنار ما نیست، اما همچنان از نظر ذهنی و عاطفی حضور دارد؛ مثل طلاق، مهاجرت، قطع رابطه یا گوستینگ. فرد رفته، اما خاطرات، احساسات و گاهی امید به بازگشت او باقی مانده است.
۲. حضور فیزیکی، غیبت روانی
فرد همچنان کنار ماست، اما دیگر مثل گذشته از نظر عاطفی یا روانی در دسترس نیست؛ مانند شرایطی که در زوال عقل، آسیب مغزی، برخی بیماریهای روانی یا اعتیاد دیده میشود.
در چنین فقدانی، چون پایان روشنی وجود ندارد، ممکن است ندانیم باید امیدوار بمانیم، منتظر بمانیم یا سوگواری کنیم و ادامه دهیم.
و گاهی چیزی که از دست دادهایم فقط یک آدم نیست؛ ممکن است یک رابطه، آیندهای که برای خودمان تصور کرده بودیم، یا بخشی از هویتمان در آن رابطه باشد.
چرا فقدان مبهم از نظر روانی اینقدر دشوار است؟
فقدان مبهم از نظر روانی سخت است، چون ذهن ما نمیتواند داستانی روشن برای آنچه اتفاق افتاده بسازد. وقتی نمیدانیم یک رابطه واقعاً تمام شده یا هنوز ممکن است ادامه پیدا کند، در وضعیت دائمیِ بلاتکلیفی میمانیم و همین ندانستن، احساس تهدید و اضطراب را در ما فعال نگه میدارد.
از طرفی، دلبستگی ما به فرد همچنان فعال است؛ حتی اگر رابطه دیگر مثل گذشته وجود نداشته باشد. به همین دلیل ممکن است بخشی از ما همچنان منتظر، امیدوار یا درگیرِ بازگشت او باشد.
در سوگ معمولی، بهتدریج میتوانیم معنای جدیدی برای زندگیمان بسازیم و خودمان را با واقعیت فقدان وفق دهیم. اما در فقدان مبهم، چون پایان قطعی وجود ندارد، این فرایند دشوارتر میشود. ممکن است مدام با سؤالهایی مثل این روبهرو شویم:
«پس من الان چه کسی هستم؟»
«رابطه من با او دیگر چیست؟»
«باید منتظر بمانم یا ادامه بدهم؟»
این بلاتکلیفی طولانی میتواند با اضطراب، افسردگی و طولانی شدن فرایند سوگ همراه شود.
از طرف دیگر، این فقدانها همیشه از سوی اطرافیان و جامعه به رسمیت شناخته نمیشوند. وقتی کسی فوت میکند، معمولاً دیگران میدانند که ما سوگواریم و از ما حمایت میکنند؛ اما در فقدان مبهم ممکن است بشنویم: «ولش کن، تموم شده»، «باید فراموشش کنی» یا «هنوز که چیزی نشده.»
در نتیجه، فرد ممکن است احساس کند حتی حق ندارد برای چیزی که از دست داده سوگواری کند.
به همین دلیل، فقدان مبهم فقط دردِ خودِ فقدان نیست؛ دردِ نداشتن یک پایان روشن و دیده نشدنِ این سوگ هم هست.
افقدان واقعی است، حتی اگر از نظر دیگران قابل مشاهده نباشد.
چطور با فقدان مبهم کنار بیاییم؟
در فقدان مبهم، هدف لزوماً این نیست که به یک پاسخ قطعی یا پایان روشن برسیم؛ بلکه باید یاد بگیریم با ابهام زندگی کنیم و خودمان را با واقعیتی که تغییر کرده، سازگار کنیم.
۱. فقدانت را به رسمیت بشناس
اولین قدم این است که چیزی را که از دست دادهای، برای خودت نامگذاری کنی. شاید یک آدم، یک رابطه، تصویری که از آینده داشتی یا حتی بخشی از هویتت باشد.
۲. احساسات متناقضت را بپذیر
ممکن است همزمان دلتنگ، عصبانی، امیدوار، ترسیده یا ناامید باشی. داشتن احساسات متناقض به این معنا نیست که مشکلی در تو وجود دارد. میتوانی کسی را دوست داشته باشی و همزمان از او خشمگین باشی.
۳. تلاش برای قطعیت را رها کن
پذیرفتن اینکه ممکن است همیشه جواب روشنی نداشته باشی، سخت است؛ اما برای سوگواری کردن لازم نیست همهچیز را بفهمی یا بتوانی آینده را پیشبینی کنی.
۴. خودت را دوباره تعریف کن
از خودت بپرس: «حالا که این رابطه یا شرایط تغییر کرده، من چه کسی هستم و نقش من در زندگیام چیست؟»
هویت ما میتواند با تغییر شرایط دوباره ساخته شود.
۵. معنای رابطه را دوباره تعریف کن
دلبستگیای که طی سالها شکل گرفته، یکشبه از بین نمیرود. شاید لازم باشد معنای این رابطه و جایگاه آن فرد را در زندگی امروزت دوباره تعریف کنی.
۶. بدون پایان قطعی، معنا پیدا کن
برای ترمیم، همیشه به یک خداحافظی کامل یا پاسخ نهایی نیاز نداریم. گاهی باید خودمان راهی برای به رسمیت شناختن این فقدان پیدا کنیم و معنایی تازه از آن بسازیم.
فقدان مبهم ممکن است هیچوقت با یک «پایان روشن» تمام نشود. اما میتوانیم یاد بگیریم با حقیقت چیزی که از دست دادهایم زندگی کنیم، جایگاهش را در زندگی امروزمان بشناسیم و دوباره زندگی خودمان را بسازیم.
چون برای ادامه دادن، همیشه لازم نیست همهچیز تمام شده باشد؛ گاهی فقط لازم است بپذیریم که چیزی تغییر کرده است.
اگر فقدان مبهم برای شما طولانی و فرساینده شده، با کمک یک رواندرمانگر متخصص میتوانید احساساتتان را بهتر پردازش کنید، معنای این فقدان را بازسازی کنید و با شرایط جدید زندگی سازگار شوید.