این روزها بسیاری از کارمندان بارها به این موضوع فکر میکنند که «تا چند سال آینده اصلاً کاری برای من باقی مانده است یا نه؟». این نگرانی تنها محدود به یک صنعت خاص نیست و طیف وسیعی از مشاغل، از برنامهنویسی تا خدمات مشتری، را در بر میگیرد. پرسش این است: آیا این نگرانی واقعاً بیپایه است، یا بازتاب واقعیتی قابلسنجش است؟
پاسخ به سؤالاتی از این دست، از جمله مواردی هست که از نظر روانشناسی صنعتی و سازمانی بسیار حائز اهمیت میباشد.

منبع: انجمن روانشناسی آمریکا (APA)
گردآوری و تألیف: مجتبی غنی موخر
اضطراب هوش مصنوعی دقیقاً چیست؟
اضطراب هوش مصنوعی به نگرانی کارکنان از این موضوع اشاره دارد که فناوریهای هوشمند در آینده، بخشی یا تمام وظایف شغلی آنان را منسوخ کنند. بر اساس دادههای این گزارش، این نگرانی دیگر مسئلهای حاشیهای نیست: یک چهارم کارکنان دست کم هفتهای یک بار و بیش از یک سوم آنان دست کم ماهی یک بار، بهطور عامدانه از ابزارهای هوش مصنوعی در فعالیتهای شغلی خود استفاده میکنند.
تناقض استفاده و نگرانی
یکی از یافتههای جالب توجه این گزارش، که آن را از تحلیلهای سطحی متمایز میکند، وجود رابطهای نسبتاً خلاف انتظار میان استفاده از هوش مصنوعی و نگرانی درباره پیامدهای آن است. کارکنان جوانتر، با وجود این که بیشترین استفاده را از ابزارهای هوش مصنوعی دارند، همزمان نگرانی بیشتری نیز درباره از دست دادن شغل خود در نتیجه گسترش این فناوری نشان میدهند.
انتظار معمول این است که آشنایی بیشتر با یک فناوری، به کاهش نگرانی درباره آن منجر شود؛ اما دادههای این گزارش الگوی متفاوتی را نشان میدهند.
ریشه پنهان اضطراب: فناوری یا ابهام؟
بخش مهم دیگری از این گزارش نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از این اضطراب، لزوماً ریشه در خود فناوری ندارد، بلکه میتواند ناشی از ابهام درباره نحوه مواجهه سازمان با آن باشد. تنها ۱۸ درصد از کارکنان میدانند که آیا سازمانشان سیاست رسمی مشخصی درباره استفاده قابلقبول از هوش مصنوعی دارد یا خیر. نزدیک به نیمی از پاسخدهندگان اعلام کردهاند که اساساً چنین سیاستی وجود ندارد و حدود یکسوم نیز از وجود یا نبود آن اطلاعی نداشتهاند.
این گزارش همچنین نشان میدهد کارکنانی که سطح پایینتری از امنیت روانی را در محیط کار تجربه میکنند، نگرانی بیشتری درباره هوش مصنوعی دارند و کمتر اطمینان دارند که سازمانشان فرصتهای آموزش مجدد را برای آنان فراهم خواهد کرد.
بنابراین، اضطراب ناشی از هوش مصنوعی را نمیتوان صرفاً ترس از خود فناوری دانست؛ این اضطراب میتواند تا حدی بازتابی از کیفیت رابطه میان کارکنان و سازمان، میزان شفافیت سازمانی و احساس امنیت کارکنان در محیط کار نیز باشد.

سخن پایانی و جمعبندی
آن چه از دادههای این پژوهش میتوان نتیجه گرفت این است که صرف مواجهه با فناوری جدید، به خودی خود به کاهش اضطراب ناشی از تغییرات متاثر از آن فناوری کمک نمیکند. آن چه میتواند تفاوت معناداری ایجاد کند، شفافیت سازمانی و احساس امنیت روانی است.